عبدالله مستوفى
210
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مگر شما وقتى نظامى بودهايد ؟ در تمام برنامههاى خصوصى و تشريفاتى ، ژنرال اسليد و مسيو پاركر همراه و راهنمائى ميكنند و توضيحات آنها موجب تسهيل كار و مايهء تشكر است . اكثر اوقات در سر ساعتى كه براى بيرون رفتن قبلا معين كردهايم ، من از اطاق خود كه در راهرو روبروى سالن عمومى قرارگاه سفارت است بيرون ميايم . ژنرال اسليد را يا در راهرو يا در سالن كه تازه در آن وارد شده است مييابم . مشير الملك هم از در اطاق خود كه بسالن باز مىشود ، درحال ورود است . ژنرال پير يكروز پرسيد : « شما هيچوقت نظامى بودهايد ؟ » گفتم : « خير » گفت : « اينقدر مواظبت در ساعت و دقيقهء وقت ، جز در نظاميها در صنفهاى ديگر نيست . » گفتم : « ديپلوماسى در همهجا قدمش را جاى قدم نظامى ميگذارد . چه مانعى دارد كه در اينجا هم با نظاميها همكارى كنيم . » گاهى ژنرال نيمساعتى زودتر ميامد و ميگفت در اين دو سه ساعته از بيكارى استفاده كردم و چند كاغذ نوشتم و چون كار تمام شد زودتر آمدم . يك مرتبه از ايشان پرسيدم : « اين همه مكاتبه براى شما و كار و سن شما زياد نيست ؟ » جواب داد : « ما خيلى كاغذ مينويسيم و تقريبا تمام حوائج خود را با كاغذنويسى رفع ميكنيم . چون كاغذها با ماشين پنوماتيك از يك محله بمحلهء ديگر شهر ميرود ، از وقتى كه كاغذ را مينويسم تا وقتى بدست مخاطب برسد ، نيمساعت بيشتر وقت لازم ندارد . اين است كه كاغذنويسى ما زياد و بر فرض كه من خودم كارى نداشته باشم ، بايد جواب كاغذ سايرين را بدهم . » محاكم حقوقى لندن روزى هم بمحاكم رفتيم . گذشته از محكمههاى حقوقى ، ما را بمحاكم بحرى هم بردند . تالار بسيار بزرگى به قدر يك ميدان بود كه مثل درختهاى هايد پارك ، بدون رعايت قرينه ، اينجا و آنجا ميزهائى گذاشته بودند . در پاى اين ميز ، قاضى با لباس عادى نشسته و يكنفر روبروى او ايستاده ، قاضى با او بسؤال و جواب مشغول است و گاهى به روى كاغذ نشاندارى كه روى ميز جلو او است ، چيزى مينويسد . در قسمتهاى خالى اين تالار هم جمعيت نسبة زيادى ، بيسروصدا ، درحركتند ؛ يا با اشخاص ديگرى آهسته صحبت ميدارند . در آنوقت كه ما هنوز در ايران محكمهاى نداشتيم و كارهاى محاكماتى ما با تحقيقات شفاهى بود و احكام آنها هم شفاها صادر ميشد ، من چندان تعجبى از اين وضع نكردم و همين اندازه نوشتن هم در نظر من چيز مهمى آمد ، ولى امروز كه ميبينم ، هر كار مختصرى ، در محاكم ما ، چقدر ثبت و ضبط و پرونده و جزودان و وكيل مدافع و تعيين وقت و رفتوآمد دارد ، متوجه ميشوم كه محاكمات بحرى انگلستان چقدر ساده است و با سادگى خود يقينا در اجراى عدالت هم قصور نميشود . محكمهء جنايت مشير الملك ميخواست محاكم جزائيرا هم تماشا كند . روزى ما را بمحكمهء جنائى بردند . نظرم نيست كه قبلا از دالان يا اطاقى گذشته باشيم ، درهرحال از دو سه پله كه بالا رفتيم ، وارد تالار محكمه شديم . مربعى را تصور كنيد كه وسط آن ستونى زده و با چهار چشمه طاق و روى